هنر قصه گویی

فاطمه بابایی

قصه گویی از دیرباز در فرهنگ ایرانی رواج داشته است. در این مطلب به بررسی لایه های درونی این هنر می پردازیم.

تصویر مطلب

مردم قبیله دور آتش نشسته بودند و با هیجان، به صحبت‌های بزرگ قبیله گوش می‌کردند. او از تجربیات، دیده‌ها و شنیده‌هایش در طول عمر درازش می گفت؛ و آنها با تصوّر هر لحظه‌ی آن گویی، خود شاهد آن ماجراها بودند. قصّه‌گویی‌های بزرگ قبیله، هر شب ادامه داشت؛ همه‌ی این‌ها قبل از آنکه خواندن، نوشتن،کاغذ یا حتی صنعت چاپ و تاریخ کتبی‌ به وجود بیاید اتفاق می افتاد.

بله، هنر قصّه‌گویی (story telling) انقدر مهم و گسترده است که نتوانیم آن را نادیده بگیریم.

ایده‌ی ناب و انسانی که در طول زیست بشری حافظ تاریخ شفاهی، سنن، فرهنگ بومی و دستاویزی برای تجربه های ذهنی و تصویری جدید بوده است.

آنچه که ما، امروزه و در تلاش بی دلیل برای جدایی از سنت فرهنگی خود در مسیر توسعه یافته‌تر کردن ساختار آموزشی‌مان به فراموشی سپرده‌ایم؛ همین شیوه تربیتی درخشان یعنی قصّه‌گویی است.

قصّه‌گویی برای کودکان و نوجوانان و ایجاد امکان قصّه‌گویی توسط آن‌ها، به قدرت تخیل آن‌ها جهت و عمق می دهد؛ و بدون  تحمل سختی و مشقت توضیح ساختار های تئوریک، امکان انتقال فرهنگ و تاریخ شفاهی و تجربه های ادبی زیبا شناسانه را به نسل بعد ایجاد می کند.

قصّه‌گویی نه فقط شامل گفتن و شنیدن، بلکه شامل مهارت‌های پرشمار وکلیدی دیگری نیز هست؛ که هر بار گفتن یا شنیدن یک قصّه را، به تمرینی چند جانبه برای حواس کودک و نوجوان تبدیل می کند.

قدرت تصویرسازی، رعایت چهارچوب‌های منطقی، شخصیت‌پردازی، زبان بدن، گرایشات ادبی، لذت‌آفرینی حسی، تقویت اعتماد به نفس، تقویت بیان و قدرت اقناع، افزایش قدرت برنامه ریزی و مدیریت زمان و نکاتی دیگر همه از میادینی است که هنر قصّه‌گویی از قهرمانان آموزش و تقویت آنها است.

برای هر آموزگار یا آموزنده‌ی خلاق و هر کسی که سودای تقویت تخیل، نویسندگی، خلاقیت و پویایی ذهنی دارد؛ آشنایی با ابعاد حرفه‌ای‌تر این هنر توصیه می‌شود. و در این مسیر دوره‌های مختلفی که از طریق ساختارهای دولتی و خصوصی ترتیب داده می‌شود، حتما کمک کننده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید